با سلام
پس از تعطیلی وبلاگ های دوست عزیزمان برزو علیپور و عده ای دیگر که منجر به اشفته شدن بازار وبلاگنویسان ادبی و سواستفاده متجاوزان به فرهنگ و حریم شخصی افراد گردیده است، به روز شدگان پیشنهاد عضوگیری تازه در این خانه را باشرایطی خاص مجددا اعلام میدارد و مهلت عضو شدن در به روزشدگان تا پایان تیرماه خواهد بود.در صورت تمایل اقایان تیرداد نصری ، مهرداد فلاح، جلیل قیصری ، رجب بذر افشان و شخص خودم به عنوان هیئت اجرایی شروع به فعالیت نمائیم و در صورت تخلف عضوی با رای گیری از تبادل نظر ان عضو با وبلاگ های دیگر جلوگیری به عمل اید. هر وبلاگی که عضو به روزشدگان است می بایست تایید نظر داشته باشد تا از کامنت های زننده جلوگیری شود. برای ورود عضو جدید به این وبلاگ باید 3 نفر از 5 عضو اصلی رای مثبت دهند. تبادل نظر فقط مابین اعضا صورت گیرد. در روز اول مهر رای گیری مجددی برای این وبلاگ صورت گیرد که اعضا فقط قادر به رای دادن باشند و حداکثر 15 عضو برای هیئت اجرایی انتخاب گردد تا سلایق مختلف نیز لحاظ گردند. منتظر پیشنهادات شما و اعلم نتیجه اقایان تیرداد نصری ، مهرداد فلاح، جلیل قیصری ، رجب بذر افشان می مانم.
در صورت تمایل این خبر را در صفحه ی اصلی وبلاگ ها ی خود قرار دهید تا هرچه سریعتر فضا را از الودگی ها پاک نمائیم.
برای دیدن وبلاگ های به روز شده هفته اول تیر ماه به ارشیو مراجعه کنید.
باران می اید
هیچ کاری برای رخت همسایه نمی توانم بکنم
و برای دختر همسایه
که مثل درخت خانه شان
ریشه هایش داشت خشک می شد
همه رویش یادگاری می نوشتند
با ۵ اثر از مهدی فرخ روز به روز است
وبلاگی دیگر از فریبا فیاضی است که با معرفی برنارد نوئل به روز می باشد
محمد علی بهمنی شاعر خوش ذوق معاصر در مجموعه ی "این خانه واژه های نسوزی دارد" 6
شعر به نامهای "سرکنگی" سروده . این اشعار بوی تازگی سوژه و نشان از نگاهی متفاوت دارند و
گاهی در آنها نشان از شادیی عظیم میبینی و گاه اندوهی عمیق... این 6 سرکنگی را اگر عمری
باقی باشد و خداوند یاری کند در 6 نوبت پیاپی و در طول 12 روز درج خواهم کرد.
«باز باران»، باز کویری که
با آبِ نخورده دهانش شور شده
موهای آسمان الک شده اند
نه ساکنم به متون و نه رهسپار حواشی چنین که در دل تو نامعینم تو نباشی
به فیض مذهب حلوا شناس ها نرسیدم که آه نشتر فینم نشسته در دل کاشی
بدون دیدن خواب
خوابه.....
یعنی همش می خوابم
اما اگه اون موقع هم خوا ب ببینم؟؟؟؟
گله ها گله بمانند نمی روند
چرایی که زیر هیچ چوپانی سبز نمی شود
می شود تعجب کند ؟
گرگ اگر به گله می زند
اگر هم ببارد
اسمش را در این شعر نمی آورم
از گلویم تا دهانی که باز نمی شود
هر از گاهی با چکش بر سرش می کوبيد و لحظه ای استراحت می کرد و لبخند می زد .
گفتندش : اين چه کار است و آن را علت چيست ؟
دختر دانشجو ! یک سوال ؟
از آن پلیس که بعد ازظهر در رودخانه ی وسیع
انگیزه ی نبرد را از دست داد چه میدانی
...در من شروع شد از بیقرار تو... سال ۴ ۸ ۳ ۱ تو
رقصید بیت بیت غزل روی شاخه ها می خواست عاشقانه بماند بهار تو
روزهای واقعی ام گم شده اند
لحظه های واقعی ام / گم تر
با هر که لبخند دارم/ شک می کنم/ دارد
حرف که می زنم از هرچی/ حرفی نمی زنم از چیزی
« یوزپلنگانی که با من دویده اند »
به روزم...
با مطالبی مثل:
1- از خودم (چند لینک مقاله و مصاحبه)
2- از یانگوم! تا محسن نامجو و زهرا امیرابراهیمی!!
3- اولین نشریه تخصصی غزل پیشرو
(و لیستی از مطالب و شرایط دادن آگهی)
4- سانسور می کنیم پس هستیم
5- فریاد زیر آب (بررسی چند سایت و مجله ادبی)
6- و یک شعر چهار اپیزودی
ديوارهاي خالي اتاقم را
از تصويرهاي خيالي او پر مي كنم
خداي من زيباست
یا حکایت سنگی بر گوری))
به قلم نویسای پویا عزیزی
استخوانهایمان بی قراری می کنند آمدنت را
به مراسم نبش قبرمان می آیی؟
مریم حقیقت-تورج بخشایشی-زهرا رفیعی-ملیحه بخشایشی-بهزاد بهادری-مصطفی رنجبر- و...
هیچکدام نمی دانستند که چگونه باهم آشنا شدند.دستان هم را گرفتند و آرام در چشمان هم غرق شدند.لحظاتی بعد فریاد کسی پرنده های ساحلی را پرواز داد.
يك جفت چشم، نقطه خيال تر از من است
از عشق در دلش،نه كه خالي تر از من است
شعری از میثم متاجی
داستانی از میثم متاجی
عارف رمضانی
[آة اگر آزادی سرودی...
سرودی می خواند بلندتر از ریش فیدل رائولی می شدم که توی مادرید شکر می ریخت
(تهران در ساعت پنج عصر درست ...)...]
ما دو چنار همسايه
با هم بزرگ مي شويم و
قد مي كشيم
با هم به نظاره ي فصول مي نشينيم
آلفرد ژاری(Alfred Jarry) شاعر، نویسنده و نمایشنامه نویس سمبولیست فرانسوی در روز 8 سپتامبر 1873 متولد شد. بیشترین شهرت وی حاصل نگارش نمایشنامه ی شاه اوبو(Ubu Roi) می باشد که اغلب به عنوان اولین اثر در تئاتر ابزورد شناخته می شود. بعد ها ساموئل بکت و اوژن یونسکو تأثیراتی از او دریافت کرده اند.
اظهار علاقه به مادر و حق شناسی از او به عنوان یکی از مضامین ادب غنایی نخستین بار با طلوع خورشید مشروطیت در شعر و ادب معاصر جلوه ای خاص و بارز یافت . شاعران و نویسندگان این دوره هماهنگ با تحولات نوین فکری توجه به زنان و نقش تعیین کننده آنان در شئون مختلف زندگی اجتماعی را به عنوان اصلی مسلم و مترقی پذیرفته در ترویج حقوق زن و ستایش استعداد و توانایی او اهتمام می کردند .
کاه شو!
تا در خرمن نگاهت
شعله ور شوم
بگذار
در متن اوهام خویش بسوزم.
قلبم درد میکنه
احتمالا یه چیزی توش شکسته
نمیدونم چی؟
اما!!!!!
میخواهم برم نوار بگیرم
غلامحسين غريب :نميگويم هنرمندان ما اساساً هنرمند نيستند يا اينكه از خواست و آمادگي هنري بي بهره و تهي ميباشند بلكه در اين ميان بسيارند كسانيكه از ذوق و آمادگي سرشارند
رحم اجاره ای
به شرط چاقو
موجود است
ای بـــهتــریــن یـــاور تـــو یــار و دلـــدارم از تـــو جلا ایـــن دل،زیــبــاتـــر هر کــارم
تـــو بـــــوی گلــهایی ،زیبــاتـــر از شــبـــنم روشـــــنــتر از صــبـــحی،امــیـــد بـــازارم
سیگار بهانه است
دستانی را دود کردم که بر روی شانه هایت نبود
که مانده بود روی دستم و دست من نبود/من نبود/نبود
روی پیشخوان روزنامه
روی شیشه ورق می خورد
صورتها
می آ یند
می روند
ما نکن نگاهم می کند
نگاهش می کنم
از عقرب بارها زده ام
درخت در جنگل بارها خورده است
درخت اما از درخت خودش نمی خورد
ضربه های گریز را
با گريه و التماس راضي ام كرد كه ببرمش ساري
-پنجره رو ببند سرما مي خوري و مامان كه ازچالوس برگرده منو مقصر ميدونه.
بعد شيشه ي ماشين رو مي بندم.
موهايش را كه بست تازه ياد چشم هايش افتاد كه هنوز بي حالت مانده بودند توي آينه و آنقدر مظلوم كه يك لحظه دلش سوخت به حال چشم هاش و صورتي كه توي آينه زل زده بود به چشم هاش؛
كوتاه آمديدوُ چشم پوشيديد
از شيشه های شكسته ی اموال های عمومی
كيوسك های شكسته ی اموال های عمومی
ماشين چپه ی اموال های عمومی
ساختمان اموال های عمومی
بانگ های اموال های عمومی
و اموال های عمومی كه خصوصی گفته ميشود بعضیها
اموال های عمومیرا اموال های خصوصی ميدانند
اخبار ادبی:
سومین گردهمایی جلسات شعر جمعه های اخر ماه شمال با سخنرانی جناب اقای خالق گرجی و جلسه شعر خوانی و بحث و تبادل نظر در مورخ۱۳۸۶/۴/۲۹راس ساعت ۳ بعد از ظهر در مجتمع فرهنگی پارک مادر شهرستان تنکابن برگزار می گردد. لذا از تمام دوستان شاعر برای شرکت در این گردهمایی دعوت به عمل می اید.
برنامه های نشست:
دهه ی هفتاد و چشم انداز های شعر دهه ی هشتاد- مراسم
شعر خوانی و نقد- جلسه پرسش و پاسخ و ...
جلسه ی نقد مجموعه ی شعر " عقب مانده " علی سطوتی قلعه
سه شنبه:۱۲/۴/۸۶
ساعت:۱۵-۱۸
فرهنگسرای هنر ( ارسباران)
کارگاه هنر و تجربه
وبلاگ های به روز شده ی هفته ی اول
تیرماه ۱۳۸۶ تا این لحظه:
مثل توام ولي به خدا بي گناه تر
با اينهمه دچار سرشتي تباه تر
مثل مني مذاب وكمي بعد سرد سرد
اين هم نشان حادثه هايي سياه تر
داستان اسکندر و رزم او با دارا ( داریوش سوم ) را دو تن از بزرگ ترین سخن پردازان و منظومه سرایان تاریخ ادب فارسی ، حکیم فردوسی و حکیم نظامی به نظم کشیده اند
در اتاقی که باز محکوم است
ازپریدن پرنده محروم است
یک مداد و کمی ورق پاره
هی نوشتن که زندگی شوم است
بوسه را
نمی تراشد
/اینکه دخترت دارد می میرد از کرسنگی
بهانه ی مرسومیست
- ارزانی تمامی نرینه های عالم
پسر خوانده ام – نــي – هيا هو ندارد
و چشم غزل – دخترم – سو ندارد
دل من می رود به سربازی دل من تــــــــــــــــــــــــیر می کشد پشتش
اسلحه می کشد به روی خودش می چکد ماشه زیر انگشتش
ابدیت سفر آینه در آینه است
میروم تا که در این فاصله جان بسپارم
با مطلبی را جع به احسان عزتی
نان
تکه های نان
تکه تکه
در دست های من
خودکار کم رنگ (وبلاگ برزو علیپور)با قسمت اول نگاهی به زندگی و آثار و نظرات دکتر مهرداد بهار فرزند ملک الشعرا بهار به روز است:
«... جشن سده سپری شدن چهل روز از زمستان است و دقیقا در پایان چله بزرگ قرار دارد. البته به جشنی دیگر نیز که در دهم دی ماه برگزار میشده و کمابیش مانند جشن سده بوده، توجه کنیم که طی آن نیز آتش میافروختند. اگر نخستین روز زمستان را پس از شب یلدا تولدی دیگر برای خورشید بدانیم، جشن گرفتن در دهمین و چهلمین روز تولد، آیین کهن و زندهای است ...
حالا که نسیب من غم و دلتنگی ست
گفتی که نیا بی توجهانم رنگی ست
پا روی دلت گذاشتم می آیم
جنس همه پیاده روها سنگیست
نيمي انسان/ نيمي خدا
نيمي درد/ نيمي لذت
روح آدمي
از دل روزنامه ي صبح شيهه مي كشد
گوزنهای نر
داروین میخوانند و نزاع میکنند
سپید سرا باید هر کلمه ای رو با دستمال کرنکس بگیره نه این که هر چی دید مثل آدمای اولیه حمله کنه بهش منظورم از این حرفا اینه که یه کم وسواس داشته باشیم که تو شعر سپید نه تنها نشان از بیماری نیست بلکه نشان از سلامتِ ...
با دو شعر از محمدتقی جنت امانی و بوطیقای و همگرایی (معرفی کتاب تظا هرات تک نفره ) از هادی خوانساری ومعرفی کتاب زنبور عسل ها دیابت گرفتند از اکبر اکسیر و کاری از کریم رجب زاده و.......به روز است.
با دود سیگارت تو را تا بی کران رفتم
زردی دندانت... که سر تا پا خزان رفتم
راز تمام خطوط آبستره را می داند!
درختها،تیر چراغ برقها،ریلها
و زنانی در دورترها که روی پاهایشان ایستادند...
می رقصید روی سطح ورم کرده آسفالت خیابان
با سنجاق رها شده در موهاش
اشارت بی نظم انگشتهاش
محمد علی بهمنی شاعر خوش ذوق معاصر در مجموعه ی "این خانه واژه های نسوزی دارد" 6 شعر به نامهای "سرکنگی" سروده . این اشعار بوی تازگی سوژه و نشان از نگاهی متفاوت دارند وگاهی در آنها نشان از شادیی عظیم میبینی و گاه اندوهی عمیق... این 6 سرکنگی را اگر عمری باقی باشد و خداوند یاری کند در 6 نوبت پیاپی و در طول 12 روز درج خواهم
عده ای ادم که از ترانه هیچی نمی فهمند!!! معتقدند:
و اکنون و در این برهه ی زمانی و پس از تمام فراز و نشیب هایی که بر شعر و غزل امروز ایران گذشته مهم نیست که ما بخواهیم نیما باشیم ، یا اینکه همیشه اگر صاحب سبک و تئوری جدید شدیم حتمن مشهور و موفق هم می شویم در ادبیات و شعر
کیفش را شنبه کول می کند
نگاهم نمی کند اصلن
مدرسه می رود یکشنبه
دوشنبه برمی گردد
تاوان ساعت شده است ثانيه
که زجرکش شده کفش
بوی علفم می زند بالا تا خرخره
گوسفند بياوريد
به ايوب کمک کند
من ترا خوانده ام
از ده سال پيش
-نگو که پيريی و ديريست-
هنگامی که واژه هارابراي
چرتيهای کرچ کافه ها
بسته بندی ميکردي؛
نگاهی به مجموعه ی غزلهای « عطر تند نارنج » اثر دکتر سیامک بهرام پرور
آوات- سایت اینترنتی روز گفتگوی تکاندهنده ای با "ه- امینی" دختری که برای مادرش حکم سنگسار صادر شده منتشر کرده است. از آنجا که محتوای گفتگو خود گویای همه چیز است، بدون هیچ شرح و تفصیل اضافی عیناً نقل می شود.
دو قدميِ خدا هستم.
از باد و آب بترسم يا من.
دو قدميِ خدا هستم و دستم
به اندازه همين يك دو قدم هم
كش نمي آيد.
به خودم نهيب زدم و بلند شدم ، تاريكي كمي مرا اذيت مي كرد ، چيزي درون ذهنم بود ، تفش كردم اما انگار اصلأ برايم مهم نبود كه نفس مي كشم يا نه ، به زور دستم را از لباسم رها كردم
بي مقدمه مي نويسم آمده ام شخصيت نويسنده ي اين ...را رو کنم و بروم سال 1370 يک روز گرم تابستاني وقتي بچه ها اين طرف وآن طرف خورشيد را گرفته بودند مي کشيدند تا شايد تابستانشان طولاني تر شود هيچ خانمي پا به هستي نهاد آن هيچ خانم منم يک روز چشم باز گردم ديدم سه سالم هست وشعر مي گويم
نشسته ام کنارگوش ماهی ها/ کور شوم / دریا
به پیرزن ها نگاه می کنم به پیرمردها
به حافظه سردم که نهنگ است
به خواب های دختری که دیروز برایش ودکا آورده ام /
امروز موهایش را می بافم/
فردا حامله می شود
کتانی ام لی لی می کند روی جدول
پرنده ای خریده ام
که خودم خیلی بیشتر از او می پرم
خم می شوم بند کفش هایم را ببندم
می گذارم رفتگر باسنم را دید بزند
متن سخنرانی مهدی خطیبی در سومین سالگرد رفتن منزوی/زنجان / اردیبهشت ۱۳۸۶
ستاره ی نیمه جانی در آسمان شب
با یک شعر تازه به روز است
تفاوت های بنیادی مواضع ادبیات رادیکال بومی در حوزه ی معناشناسی
عروسكي كه دستم را گرفت
و به بازي برد
مال من نيست .
همسن سال هاي دور من است
و عجيب تر اينكه پست مدرن سرايان تا جايي كه من ديده ام از آن گروه نخبگان عرصه ي ادبيات – حالا در حوزه ي شعر -هستند كه به نظر مي رسد با اليناسيوني مسري در دنياي شيرين و زود گذر اين ...
يك روز علي با پدر و مادرش و زندايي و پسر دايي اش به كوه رفتند. علي و برادرش و پسر دايي اش تصميم داشتند چند روزي در آنجا باشند و همانطور هم شد. علي و برادر و پسر دايي اش يه پنج روزي در آنجا ماندند.
سمیرا نامه من ناتمام ماند و روزها گذشت.
امروز ۱۳ فروردین است ،
ناگهان در تنهایی از یاد تو سر شار شدم.
و هوای گفت و گو با تو مرا به نوشتن کشید.
تحلیل شعر سه سقوط اثر تیرداد نصری
مثل شبحی از من دور میشوی
و از هر چه اطراف من است
معصوم تر از یک کودک هفت ساله ام
وقتی با تو از گناه میگویم
وتو سبک سرانه مرا میرقصانی
فردایی نه دور
دنیا
گورستان اندیشه هایت
خواهد بود!
این وبلاگ اول و پانزدهم هر ماه به روز می شود.
آرامگاه او,بهشت زهرا,قطعه224 ردیف71 شماره20
خیابانهای زیادی رفتیم
کافه ها بیشتر
فنجانها لب به لب چرخید
کلمه ها میان لبهایمان سر خورد
سقوط کرد
زیرچشمی به ساعت دیواری نگاه کرد ٬ آفتاب به ملحفه و پوست سفید شکم اش دست می انداخت ٬ همسایه واحد بالایی بیدار شده بودند٬ صدای خنده شان می آمد . ملحفه را از زیر تن قهوه ای بختیار بیرون آورد روی خودشان کشید ٬
نظرگاه تئوریک قصه نویسی به روز است
آمده ام که بنويسم خدانگهدارت هواي دنياي مجازي خفه ام مي کند بوي دروغ مي آيد شايد براي دو روز شايد براي دو ماه ...شايد براي هميشه هر چه هست و نيست همين است که طاقتي طاق شده کارهاي جديدم را مي نويسم ديگر نقد ونسيه اش فرقي نمي کند
بــــهار کاشته تـو گلـدون یـــه بوتــــه ی شـمعدونی
هــــر روز میـره سراغش بــــا عشـق و مــــهربــونی
من/تو/ما/لا مینور/دو ماژور/..........................
نه دیگه نه خودکاری اندازه ی انگشتام هست
یکی از ویژگی های عمده در شعر سبک معروف به هندی مضمون سازی و خلق مضامین شاعرانه نو و بدیع است .این شاعران از دیر باز به نازک خیالی و مضمون اندیشی معروف بوده اند . ویژگی اصلی این مضامین در وهله اول تازگی و بدیع بودن آن ها و سپس پیوند شان با تجربیات عینی زندگی و حکمت عامیانه است
نه خدايي دستم را مي گيرد
نه حادثه اي انكارم مي كند
ارتفاعي كه خطر كنم