بروزشدن نیمه ی دوم مرداد ماه در این
پست اعلام خواهد شد .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای قرار دادن لوگوی بروزشدگان در وبگاه خود ، آدرس زیر را کپی و در قسمت ویرایش ویلاگ خود قرار دهید
<a href="http://berouz.blogfa.com/"> border="0" src="http://berouz.blogfa.com/Photo/b/berouz.jpg"width=150HEIGHT=
100BORDER=0 ALT="بروزشدگان">
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مازیار عارفانی
این فیلم سیاه _ سفید نیست، لطفاً تلویزیون های خود را عوض کنید!!!
گذرازدهه ی هفتاد به وضعیت ادبیات رادیکال بومی
مجله ادبی ـ دانشجویی
این روزها
حواسم اصلا سرجایش نیست
چند ساعت توی رختخواب دراز میکشم
او بود که راه و جاده را نشانم داد
ولگام اسب را گرفت
به میز آورد
نه!
بی کسی خسته ام کرده
از ذهنم تا سر انگشتانم راهی نیست
و پرت کنی حزن نحس استخاره را توی فُرم غزل ها
درد، دارد دور کسی حلقه می زند
سلام
اینجامدتی به علت فوتی که اتفاق نیفتاده
جور ديگري نمي شود به روز شد
جز با شعر و لب خندي كه از شنبه تا پنج شنبه به لب ها وعده مي دهد.
توالی نت ها در حنجره ات می چرخند
چر خش زمین به دور خویش
سیاره های که صدای نت می دهند.
با نقدی بر خود اینجا.... ایران است
خالی روزها را
با تو پر می کنم
و پرها را خالی
رو در روی من
به دنیایم
پشت کرده
یک شعر
خلاصه این دو سه نقطه که ابتدای غزل بود
نوشته های قدیمی است که مبتلای غزل بود
دو چشم آبی ِ آبی غزل سرای دو دریا
به خدا اینو بدون عاشقتم
سر سختی من آواره و
دل داری نو پای تو
خود خواهی ستارگان و
زیاد سخت نیست
باید یک کلاس بسازیم با صندلی های چوبی قدیمی
باز شاخه ها نگاهمان می کنند سر زده
عروسكي كه دستم را گرفت
و به بازي برد
مال من نيست .
یک شعر
رومئو و ژولیت شعری از ریچارد براتیگان
برگردان: لیلا فیاضی
شعری از علی عبدالرضایی
به روز
...و دلتنگی ام را هم از من بگیرد
چو رویا سرم را به دامن بگیرد
غریبند دستان سردم ...کسی نیست
دلم گرفته که اینبار sms برسد
که تو به من برسی و طلا به مس برسد
شبیه دختر خوبی که نیستم اما
من گاهي فقط گردنم
از مو باريک شده
که بايد روسري گره بزنم از راست وچپ
گذشته ی تنیست این سایه
از پشت جریان سرد و موازی میله ها
رسیده به وسوسه ی چرخهای تو
...من از جنگ جهانی سوم حرف می زنم
پاهایی که پشت خط مقدم جا مانده اید...!
حلقه شاعران نور
با یک سپید از حمیده شیردل
غزلی از حامد رمضانی
ترانه ای از عالیه عرفانیان
و غزل فاضل سیاه پشت
به روز است.
فریبا فیاضی
نگاهی به کتاب" تخلیه ی عمومی" فریبا فیاضی
از فرید قدمی
هزار توي من
هزاران پيچ
هزارن راه
پرنده تا نشسته است
باخیال آسمان خوش است
چون به آسمان پرید
مردي زير باران
ايثاركردچتر را
به پاهاي خسته اش.
یه مشتم به دَر خوردو
یه مشتم به سر ِ مَشتی
حالا دیراست !
از من چیزی جز یک تکه زخم بر جانمانده است ."اکتاویو پاز"
تازه های ادبی به روز شد
نوشته ای از داریوش برادری
راجع به شعر های فریبا فیاضی
دنیا یک جایش
شروع به ریختن کرده
پر از حس نا امنی ام
داستانی از خانم فرنوش زنگویی ۲۰ ساله از تهران
اینباردر اتاق سیاهی که در نداشت
زخمی که از نهایت دردم خبر نداشت
من که عادت ندارم شعر بنویسم
غش میکنم برای بچه ای که
از هــــــوا
افتاد
و...
دل دریا برایش جا شد
( رادیو دیده ای تا حالا ؟)
حامد داراب (ح.د.شبگیر)
سرود رفتن و رفتن و برنگشتنها
در اشک معشوق با عناوين:
۱/دنيای خط خطی يک شاعر.
۲/چرا حامد داراب شعر دوستانش را نقد نميکند؟
۳/تالار گفتمان
۴/سر بازی که نجنگيد اما کشته شد
۵/نجمه زارع در شعرش عصيان ميکرد( مصاحبه با علی مرزبان در باره ی زنده ياد نجمه زارع)
و
۶/هی فکر ميکنم که چرا فکر ميکنم (تحليل کنيد لطفا)
آهای دخترک کی مکی ِ مو گندم
دلم گرفته ازین حرف ها و از مردم
دلم گرفته ببین بغض میشود هر شب
پرواز چاره پرنده نيست
شغل پرنده است
چاره من وتوست
گرماي جاد هاي اشراق
روزی تابستانی
عشق را از دریچه ی شعر باور کردم
اتاقی پر از غزل های بی قافیه
غول به دنيا آمدن و مورچه از دنيا رفتن
اينست مسئله
من بودم و تو بودی و تصویر هیچ کس
یک انفجار واقعی از بوسه های گس
و از ميان درختان رسيد در باران...
در اين ميانه مرا برگزيد در باران
یک شعر و یک عکس
به کانون احساس ما سر بزن که از دل براید در اینجا سخن
ببین شور و حال دل عاشقان که گردیده پر اندر این انجمن
نقش ها
سایه ها
لبخندها
همه رنگ می بازد ...
که روزگارش تلخ است
پایین نمیرود بدون مزه
توی سطل
به پستان لخت گاو خیره بود
زنم زيبا تر از هر روز شده
با شالي از مخمل کهربايي
با تنپوشي نقره باف
دوستان عزیز :
بروزشدن نیمه ی اول مرداد ماه در این
پست اعلام خواهد شد .
شعر و بیوگرافی شاعران معاصر
نقشه افتاد روی سنگفرش حیاط
یکی در میان
پله ها یکی یکی تا راهرو
اطاق خواب
پشت تمام دیوارها
بین انگشتهای دستم
زیر پیراهن خوابم
جلسه نقد و بررسی کتاب "تخلیه ی عمومی" فریبا فیاضی
نشر مهر راوش
و بررسی شعر :
مرگ بیچارگان
برگردانی از بودلر
از داود میر یونسی
خندیدی،خندیدم
خندیدم،گریه کردی
گریه می کنم، بخند
ما به زمین تبعید شدیم
حبس ابد با اعمال شاقه
آرزوها رنگی اند
با مطلبی از شمس لنگردی
برو عقب
یک پله عقبتر از مرکزیت زمین بایست
پشت آن دخمه ی کثیف صبر بی امان کن /
صندلی را بیاور
با خبرهایی که نیست!
و شعر :
از جهانی ندیده می آید توی یک اتفاق می ریزد
آب راکد، جهان تاریکی... ـــ خواهشا یه/ چراغ
می ریزد
نگاهی به مقاله ((نشانه یابی تفکرات بنیامین در پساغزل))
نوشته :جناب آقای ناصر آسیابانی
تمام کوچه های شهر را خوابیدم
پاسپانان تمام من را کشیک کشیدند
شهر من را عبور کرد
در بند کردن رنگین گمان
وبلاگ اول نازی با ادامه ی مقاله ی اندیشه ی پست مدرن
و انحرافات آن در ایران آپ شد
دهانم را می بندم
از چشمهایم بیرون می زند
شعر های نگفته ام
با دوترانه :
سبزی فروشا دسته ی چرخ دستیاشونُ به جلو هُل میدن
مثل زرده و سفیده ی تخم مرغ
تو تابستونای سیاه
با ترجمه چند شعر
دیوار تمام یادگاری هاش خراب شد
مادر م پیرتر
دفتر خاطراتم را عوض کردم
لبای سرخ و مستت
چقد قشنگ و نازه
تو آسمون چشمات
موبایلها بالا آمده اند با دستها
بالای سرمن واینها
وسط انقلاب میدان گرفته ایم
به پدر و مهربانی اش
همیشه این را خودش می گوید :
که پیر شده است
بر بال و پر ققنوس رنگ تازگی میزنم تا به روز شود دیواره های قفسش ...بی خبر از آن که سالهاست هنوز خود خانه نشین دیوارهای دیروزی ام...
چیزی نوشته ام با نام " کی جهانی می شویم پس ؟!" در وبلاگ تازه ام به نام " قار قار
سلام خانم تهران
با برجهای بلندی که لای پستانهایت
آسمان را می خراشد
اندام جديدي شکل ميگيرد روي تخت
دست ميکشي روي عريانيش
چشمهات اما بسته است
محمد فرخ طلب
او در کنارت باشد اما دور باشی
بغضی گلوگیرت شود مجبور باشی
هی پشت هم لبخند اما توی سینه
کنار این برکه
هر چه می کارم
افتاب گردانی گیج می روید
دلواپس تبار درختند ريشه ها
افسوس آمده ست كنون فصل تيشه ها
- می خوام کارهای خوبت رو یادداشت کنم تامامان که از مسافرت
برگشت بخونه وخوشحال شه
تابستان،
از راه رسید
با تب تند رسیدن.
سارا
نازنین نا نوشته
ای غزل واژه ی غمگین
این سکوت ُ خوش صدا کن
این کوه استخوان تو، منهای جمجمه
یعنی که من شکسته دلم ، جای جمجمه
تا صد قرارشد بشمارم و گم شوی